سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )
451
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )
از آن در جنگهاى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله از دست داديم ، آن هنگام كه براى مسلمانشدنتان بر روى تو و پدرت شمشير مىزديم تا آنكه امر خدا قوت گرفت در حالى كه شما كراهت داشتيد . معاويه گفت : خدايا ببخش . قيس گفت : بدان كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرموده است : « شما بعد از من خواهيد ديد كه در عطا و بخشش ديگران را بر شما مقدم مىدارند » . معاويه گفت : چه دستورى در اين مورد به شما داده است ؟ قيس گفت : دستور داده كه صبر كنيم تا او را ملاقات نمائيم . معاويه گفت : پس صبر كنيد تا او را ملاقات كنيد ! سپس قيس گفت : اى معاويه ، ما را به شترانمان سرزنش مىكنى ؟ به خدا قسم در روز بدر سوار بر آنها با شما رودررو شديم در حالى كه شما براى خاموش كردن نور خدا و بالا بردن كلام شيطان تلاش مىكرديد ! بعدها تو و پدرت با اكراه داخل اسلامى شديد كه بر سر آن شما را مىزديم « 5 » . معاويه گفت : گويا تو بخاطر ياريت نسبت به ما بر ما منّت مىگذارى . به خدا قسم قريش در اين باره بر شما منّت و فضيلت دارند . اى گروه انصار ، آيا شما بر ما منّت مىگذاريد براى اينكه پيامبر را يارى كردهايد در حالى كه او از قريش است و پسر عموى ما و از ماست ؟ پس منّت و فضيلت براى ما است كه خداوند شما را ياران ما و اتباع ما قرار داده است و شما را بوسيلهء ما هدايت كرده است . سوابق حضرت ابو طالب عليه السّلام در يارى اسلام ( 1 ) قيس گفت : خداوند عز و جل محمّد را رحمت بر جهانيان فرستاد و او را بر همهء مردم فرستاد : بر جن و انس و سرخ و سياه و سفيد . و او را براى نبوّتش انتخاب كرد و به رسالت خويش اختصاص داد . اوّل كسى كه او را تصديق نمود و به او ايمان آورد پسر عمويش على بن ابى طالب بود . عمويش ابو طالب از او دفاع مىكرد و مانع دشمنان از او مىشد و بين كفار قريش و او حائل مىشد كه او را نترسانند و اذيت نكنند ، و او را به ابلاغ رسالتهاى پروردگار ترغيب مىكرد .
--> ( 5 ) « ج » : در دين وارد شديد هنگامى كه شما را بر سر آن زديم .